حضرت امیر(ع):ارزش هر کس به مقدار دانایی و تخصص اوست. |
اين نمايشگاه كتاب هم براي خودش خوب تفريحي شده است ازشهرهاي دورونزديك هجوم مي آورندكه چه،بله ماهم اهل كتابيم.امادر واقع دربيشترمواقع يك پز روشنفكري بيشترنيست.معلوم نيست حالا كه اين همه مشتاق كتاب دارم پس چرا اين همه آماركتابخواني درمملكت ماپايين است.البته نمي توان منكرشدآمارخريدن كتاب خيلي بهتر ازخواندن كتاب است(خودم ازاين كتاب هاي خوانده نشده كم ندارم).
در واقع من مصداق همان شناگري هستم كه كه آب نديده.هرسال موعدنمايشگاه كه مي شود كلي ليست خريدكتاب رديف مي كنم كه اگرگذرم افتاد دست خالي نباشم اماهيچگاه نشده كه بروم.درتمام اين سالها بيشتردرباره كتاب خوانده ام تاكتاب بخوانم،مصاحبه بانويسنده،نظرفلان منتقد،خلاصه كتاب و... .چون منابع درباره كتاب هم ارزان است وهم دردسترس اماخودكتاب گران است وغيرقابل دسترس.
امسال دانشگاه چندنفرازممتازين هررشته رابه نمايشگاه برد باهمراهي چندهمراه عزيز!!حالاچه ايرادي داشت به من هم مي گفتندبه عنوان همراه بيا.قربانشان بروم هروقت كاري دارندسريع تماس مي گيرند بياجلسه داريم،نيازبه عكاس هست،اين كار رابايد انجام بدهي،سياهي لشكرمي خواهيم و... .اماحالابه نمايشگاه كه رسيدهيچ.من كه باتوجه به جيب سوراخم نمي آمدم اما بالاخره تعارفي مي كرديد.فقط تماس گرفتندكه دوربينت رانيازداريم.دوربين ديجيتال مذكورتنهادستاورد مادي عمرچندين ساله من است كه آن هم به لطف دوستان به سرتاسر ايران عزيزو بلكه جهان خاكي سرزده است و ديگرچيزي از جسم خاكيش باقي نمانده به زوربايدشارژش كردو مدام مراقب بودكه شارژخالي نكند.درواقع وقف عام است و من فقط متولي آن هستم.
پ ن1:به يكي گفتندامسال نرفتي شمال.گفت:نه پارسال نرفتم شمال امسال مي خوام نرم جنوب.
پ ن2:امسال هم كماكان مي خوام نرم نمايشگاه.
دغدغه هاي يه پسر جوان :
کارندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشين و خونه ندارم و ... .
دغدغه هاي يه دختر جوان :
لاک ناخنم پاک شده، مهري سرويس طلا خريده، دختر خاله ام ماشين داره، مامان غذا ي خوب نمي پزه، عروسکم رو هنوز نخوابوندم و ... .
خدايا انصافت كجا رفته..؟!
شهيد رجايي:
معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهایش کن
و اگر عشق توست مبارکت باد.
به نام خدا
برای تمام آن روزهایی که نبودم سلام
یکی می پرسد اندوه تو ازچیست؟
سبب سازسکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم...
برای آنکه باید باشدو نیست...!
عيد نوروز مبارك
به اميد سالي خوش
سالي بهتر از آنچه كه گذشت
وسرشار از اميد بودن
دیدمت اما چه دیر ...
دیدمت اما چه دور ...
به نام خدا
سلام
خيلي حالم گرفته
خيلي خستم
ديگه نمي تونم آپ كنم
التماس دعا
براي هميشه خداحافظ
پیامبر اکرم(ص):
*دانش جویی برهرمسلمانی واجب است.
*وقتی مرگ طالب علم فرا رسدشهیدمی میرد.
رحلت جانگداز پیامبراکرم(ص)و شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی(ع) وهمچنین شهادت
امام رضا(ع) تسلیت باد.
... اگرمرتاض هاي هندي،دانستندي كه علمي به نام رياضيات بودندي،ديگرهرگزسراغ تخته هاو كفش هاي ميخ دارنمي رفتندي،و روزهادريك محل بدون چشم برهم نهادن نمي ماندندي؛بلكه به سراغ اين علم آمده بودي وبامسائل پيچ درپيچ علم رياضي كه به حق رياضيات است مشغول مي شدندي.
سرو كله زدن باحدها،انتگرال ها،ديفرانسيل ها،مجموعه ها،تابع ها،هذلولي ها،بيضي ها،رسم نمودارها،لگاريتم ها،تصاعدها،تجانس ها،هندسي ها،فضايي ها،سطحي ها،معادله ها،نامعادله هاو... هزاران مسئله ديگروجودشان را آنچنان نرم كرده بودندي كه ديگر نگو ونپرس!
مرتاض راضي از رياضي
ازدست نوشته هاي شهيداحمدرضا احدي نفراول كنكور پزشكي سال64 دانشجوي پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي
تولد آبان 1345 اهواز شهادت 12 اسفند 1365 شلمچه عمليات كربلاي 5
به نام خدا
کاش اینقدربه فکرخودمان نبودیم بدنیست کمی هم به اطرافیان ودیگران فکرکنیم.
ازدانشگاه که برمی گشتم رفتم سوارتاکسی شدم راننده بیچاره که ماشینش عملا اسقاط بود داد می زد و مدام تکرارمی کرد یک نفر.یعنی منتظر یک نفر مانده بود تا تکمیل شود.بغل دستیم آرام گفت برای دویست تومان دارد خودش رامی کشد.
خدا راشکرکه خسته بودم و حوصله کل کل رانداشتم وگر نه فکر کنم دعوایمان می شد.کسی نیست بگوید مرد ناحسابی توکه برایت اینقدردویست تومان بی ارزش است خب خودت حساب کن تا آن بیچاره اینقدر گلویش راپاره نکند.
اگرفرض کنیم حداقل روزی ده بار این مسیر رابرود خب همان دویست تومان برایش می شود دو هزارتومان اگرماهانه حساب کنی می شود شصت هزارتومان سالانه هم خب می شود هفتصدو بیست هزارتومان خودش کلی پول می شود. حالا گیریم کمی هم جنابعالی معطل بشوی یا آن بیچاره حنجره اش را پاره کند خب می ارزد.
اربعین
سری است
از اسرار الهی
به نام خدا
اين چند روزه درگيرجشنواره دفاع مقدس دانشگاه پيام نوركه به ميزباني استان خوزستان برگزارمي شد بودم.بالاخره نمرديم ودانشگاه پيام نورهم برنامه اي مختص دانشجويان خودش برگزاركرد.دانشگاه هاي استان بايدچند روز زودترمي رفتندو هركدام غرفه اي آماده مي كردندتابه صورت نمايشگاه درآيد.حالابماندكه با بي امكاناتي وبي محلي دانشگاه باچه بدبختي براي خالي نبودن عريضه يك چيزي رابه اسم غرفه تهيه كرديم اما اتفاق جالبي افتاد كه گفتنش خالي ازلطف نيست:
شب اولي كه قراربود اسكان پيداكنيم شب تاديروقت درگيرغرفه بوديم و وقتي به محل اسكان كه پادگاني در اطراف اهوازبود رسيديم تقريباهمه خوابيده بودند خواهران را اسكان داديم اما چون قسمت ما شلوغ بود ومي ترسيديم پاروي كسي بگذاريم بي خيال محل خواب شديم وبه طرف حسينیه پادگان رفتيم كه چند تابخاري روشن داشت.اين چند روزه هوابسيارسردشده بودومدام هم باد مي آمد ازيك طرف حسينيه بادمي آمد وازطرف ديگر طوفان خارج مي شد.ماهم كه پتو نداشتيم همين جوري پاي بخاري درازكشيديم عجب درازكشيدني مثل نان روي تنور يك طرفمان داغ مي شدطرف ديگرمان يخ مي بست مثل ... مي لرزيديم يكي ازبچه ها هم قالي رابه دورخودش پيچانده بودبه هرجان كندني بودشب رابه صبح رسانديم.
هنوزخواب آلودبوديم كه صداي اذان بلند شد تا آمديم به خود بجنبيم خواهر محترمه بود كه وارد مي شد. فكرمي كرديم اشتباهي آمده اند معمولا جاي بزرگترو بهتر رابه آقايون مي دهند.مثل موش آب كشيده پاي بخاري نشسته بودم در واقع توان بلندشدن نداشتم نه،انگار بي فايده بود تعدادصف ها به بيش از 20 رسيده بودچاره اي نبود بايدبيرون مي رفتيم به هردرد سري بود بيرون رفتيم حسينيه رايك دور گشتيم پرده برادران را در پشت حسينيه كه ديديم متوجه ماوقع شديم.جايش كوچكتر بود كف هم باموكت پوشانده شده بود از بخاري هم خبري نبود.
فعلا درتعطیلات به سر می بریم سوژه هم نیست حالی هم نیست حوصله هم نیست ...هم نیست خلاصه فعلا تقاضای آپ نفرمایید حتی شما.
فعلا دارم ازهوای بهاری استفاده می کنم همه جاداره برف میاد ملت دارن صرفه جویی گاز می کنن تا به بقیه هم برسه اما ما کلا بخاری ها رو غلاف کردیم واقعا هوا بی نظیره امیدوارم همینجوری بمونه.
بعد ازچندین روزدوباره وقت شدبنویسیم بالاخره درس وگرفتاری وهزارجور مشکل.فعلا اینو داشته باشین تابعد...
"من این داستان را بارهاتعریف کرده ام ولی چون خیلی دوستش دارم بازهم تعریف می کنم.یک روز یکی ازدانشجویانم گفت:"من می دونم چراهمیشه غمگین ونا امیدهستم به خاطراین که دلم می خواهدهمه منودوست داشته باشندو این توی زندگی آدم هاغیرممکنه.شایدمن خوشمزه ترین ودرشت ترین هلوی دنیا باشم ولی واقعیت اینه که خیلی هابه هلوحساسیت دارن اون قدر زیادکه ترجیح می دن من شلغم باشم وهلو نباشم."
بدبختی ماموقعی تماشایی می شود که شلغم هستیم ولی می خواهیم به هرضرب و زوری که هست هلوبشویم.چه سالاد میوه شلم شوربای افتضاحی!بهترنیست به آدم هابگوییم:"متاسفم! اگرامکانش بود دوست داشتم برای شماهلو باشم ولی من یه شلغم هستم وکاریش هم نمی تونم بکنم."
می دانیدموضوع چیست؟صبرندارید! اگربه اندازه کافی صبرکنید بالاخره یک کسی پیدامی شودکه دیوانه شلغم باشد آن وقت می توانید تمام عمرتان راشلغم باشیدو مجبور نیستید مثل یک هلو زندگی کنید و بیهوده انرژی خودرا برای هلو بودن ازدست بدهید.
لئو بوسکالیا
*امام حسين(ع)شفيع كساني است كه ازمكتب اوهدايت يافته اند.اوشفيع كساني نيست كه مكتبش را وسيله گمراهي ساخته اند.(عدل الهي ص253).
*مكتب امام حسين(ع)مكتب گناهكارسازي نيست بلكه مكتب مصلح سازي است.(حماسه حسيني ج2ص49).
*اگرشهادت حسين بن علي صرفايك جريان حزن آورمي بود،اگرصرفايك مصيبت مي بود،اگرصرفا اين مي بود كه خوني به ناحق ريخته شده است وبه تعبيرديگرنفله شدن يك شخصيت بود...آثاري رابه دنبال خودنمي آورد(حماسه حسيني ج1ص43).
*اين موضوع كه دستگاه حسيني يك دستگاه جدايي است وازهروسيله اي براي گرياندن مي شوداستفاده كرد،اين يك خيال دروغ وغلط است(حماسه حسيني ج1ص85).
*امام حسين كشته شدكه سنن ومقررات وقوانين اسلامي زنده شود نه اينكه بهانه اي شودكه پاروي سنن اسلامي بگذارند.امام حسيني كه مادرخيال خودمان درست كرده ايم-العياذبالله-اسلام خراب كن است.(حماسه حسيني ج1ص86).
*عاشورا روزتجديدحيات ماست،دركوثرحسيني شستشو كنيم،ازنومبادي ومباني اسلام رابياموزيم.(حماسه حسيني ج1ص187).
*امام حسين به دست يهودونصاري ومجوس يامشركين عرب كشته نشد،به دست مسلمانان وبلكه دوستان پدرش كشته شدوحتي به دست شاميان كشته نشد،به دست كوفيان كشته شد.(حماسه حسيني ج2ص32).
*مهمترين علت شهادت امام حسين ويامهمترين علت گرويدن به امويان،جهالت مردم بود...به عبارت ديگر امام حسين شهيدفراموشكاري مردم شد.(حماسه حسيني ج1ص130).
*مابايد دراوضاع مذهبي خودمان رفرم ايجادكنيم،البته نه درمذهب بلكه دركارخودمان،اشتباهات ماكه به مذهب مربوط نيست(حماسه حسيني ج1ص130).
فرصتی دوباره برای آدم شدن
سلام بر حسین(ع)
رفته بودم برای یکی ازدوستان نوبت دکتربگیرم.برحسب اتفاق منشی دکتر از همکلاسی های قدیم بود.حالامن دانشجو بودم وآن بیچاره که از نعمت پدرهم محروم است منشی دکتر.دلم به حالش سوخت وخجالت کشیدم.کلی تحویل گرفت وروبوسی و... .
ناگهان بی خیال آن همه مریض شدکه داشتندازسروکول هم بالامی رفتندو رفت روخط خاطرات قدیمی.بلند بلندشروع کردبه صحبت:
یادت می آیدسرکلاس دبیرریاضی قورباغه بردیم.من رامی گویی جلو این همه آدم سرخ وسفیدمی شدم امامگر بی خیال می شدهرجور بود خداحافظی کردم وزدم بیرون هرچند درآن قضیه قورباغه من به عنوان شاگرد زرنگ کلاس آن موقع فقط رضایت داده بودم ودرکاراجرایی دخیل نبودم اما خب خجالت دارد.
حالافکرش را بکن من معلم ریاضی بشوم ودانش آموزانم یک همچین کاری را بکنندمطمئنا چیزی بهشان نمی گویم.
پی نوشت:دانش آموزان امروزی همچین بخاری ندارن.
موقع امتحانات که می شه یادمون میاد که خدایی هم هست نماز رو اول وقت می خونیم کلی دعا می کنیم سربه زیر می شیم کلی وعده الکی به خدا می دیم انگار می شه سرخدا رو هم کلاه گذاشت اگه می خواستی عوض بشی تا حالا عوض شده بودی. اول جلسه امتحان همه داشتن ذکر زمزمه می کردن هرچی به یادشون میومد می گفتن.اماهمین که از جلسه پاشدن انگار نه انگار مسلمونی بمونه تا امتحان بعدی.
تازه اگه نمره خوب هم نیاریم که کلا خدا رو بی خیال می شیم حالا نمی فهمیم شاید خدا دوستمون داره می خواد به اندازه یه امتحان دیگه هم که شده بهش نزدیک تر بشیم.
برا همینه که از فصل امتحانات هم خوشم میادهم بدم خوشم میاد چون برا چندروز هم که شده مسلمون میشیم بدم هم میاد چون برا خدا هم ظاهر سازی می کنیم.
فرا رسیدن کریسمس ومیلاد حضرت مسیح(ع) به شماها وخانواده های
محترمتان هیچ ربطی ندارد!!!
پ.ن1:اصرارنكنيد
پ.ن2:البته بر هموطناي مسيحي مبارك
پ.ن3:فكركنم ميلادحضرت مسيح(ع) هم ربط داشته باشه
پ.ن4:چه خبر
پ.ن5:تو خوبي
پ.ن6:...
اي مردم بدانيد كه خداعلي بن ابيطالب را ولي وصاحب اختيارشمامعين فرموده واو را امام وپيشواي واجب الاطاعه قرارداده است وفرمانش رابرهمه مهاجران وانصارو پيروان ايماني ايشان وبرهربياباني وشهري وبر هرعجم وعربي وهربنده وآزاده اي وبرهرصغیروكبيري وبرهرسياه وسپيدي وبرهرخداشناس موحدي فرض و واجب فرموده وفرمان ها و اوامر او رامطاع وبرهر كس نافذ ولازم الاجرامقرركرده است هركس با علي به مخالفت برخيزدملعون است وهركس كه ازاوپيروي نمايدمشمول عنايت ورحمت حق خواهدبود.
بخشي ازخطابه پيامبردرروزغديرخم
عیدغدیربرهمه عاشقان مبارک باد
ای دریغا که همه مزرعه دل هاراعلف هرزه کین پوشانده است
وهمه مردم شهربانگ برداشته اندکه چراسیمان نیست
وکسی فکرنکردکه چرا ایمان نیست
وزمانی شده است که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست...
سیدمهدی شجاعی
زمانی که من سال دوم دبیرستان بودم همکلاسی داشتم که با اینکه ۱۶سال داشت ازدواج کرده بود. آدم جالبی نبودوهمه بچه ها ازاو نفرت داشتند کلکسیون همه بدی هاراداشت خیلی شدیدسیگاری بودو همچنین کچل به اوحمله می کردیم ومی گفتیم:که تو هم کچلی وهم سیگاری هستی حتی زن هم داری!
بعد ازده دوازده سال او رادرخیابان دیدم باهم احوالپرسی کردیم دیدم که درست همان حرفهایی که به او زدم از پیشانی خودم بیرون آمده:
هم کچل هستم هم سیگارمی کشم هم زن دارم!
دکترعلی شریعتی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|